کودک بازیگوشی رو در نظر بگیرید که در هنگام بازیگوشی هاش،میزنه و شیشهء پنجرهء همسایه رو می شکنه؛اما زود از اونجا فرار می کنه و در جائی قایم میشه و در عالم کودکی خودش،از اینکه زرنگی کرده و گیر نیفتاده و مورد بازخواست همسایه قرار نگرفته،خوشحاله و ابراز رضایت و غرور میکنه؛غافل از اینکه والدینش باید علاوه بر پرداخت جریمهء شیشهء شکسته، کلی عذرخواهی و ابراز شرمندگی کنن و ای بسا چند تا حرف ناجور و بد و بیراه رو هم از اون همسایه بشنون و در محیط در و همسایه،سرافکنده بشن...
متأسفانه وضعیت جامعهء ما هم الان بی شباهت به مثالی که زدم نیست:
رانندگانی رو می بینیم که دور از چشم مأموران راهنمائی و رانندگی، ( و یا حتی در حضور پلیس و نیز دوربینهای راهنمائی و رانندگی)،اقدام به عبور از چراغ قرمز و سرعت و سبقت غیر مجاز و ...میکنن و در نتیجه،باعث برهم زدن نظم اجتماع و ایجاد ترافیک در خیابانها میشن...بدتر از اون اینکه برخی از این افراد،حاضر هستن که جریمه های مربوط به اینگونه تخلفات رو پرداخت کنن؛اما از این رفتار نادرستشون دست برندارن و تازه طلبکار هم میشن که چون ما جریمه های مربوطه رو دادیم ،پس به هیچ کس ربطی نداره که بازم از اینگونه رفتارها مرتکب بشیم یا نه.
بعضی ها فراموش کرده اند که ما انسانها،برخلاف حیواناتی که علیرغم زندگی در کنار هم،هیچ گونه احساس مسئولیتی نسبت به همدیگه ندارن،در جامعه ای زندگی می کنیم که خواه ناخواه،بر زندگی و سرنوشت همدیگه،تأثیر گذار هستیم و همانگونه که نباید اجازه بدیم که دیگران وارد حریم ما بشن،خودمون هم حق نداریم که وارد حریم دیگران بشیم...
آزادی،یکی از اصلی ترین و ابتدائی ترین حقوق جانداران و مخصوصا انسانهاست؛اما در تعریف آزادی و تعیین حد و حدود اون گفته شده که آزادی من،تا اونجائی هستش که آزادی شما رو از بین نبرم و آزادی شما هم تا اونجائی هستش که آزادی دیگرون رو سلب نکنید و الی آخر....
چند سالی هست که برخی افراد سودجو،زمین های کشاورزی اطراف بعضی شهرها رو تبدیل به ویلا (یا اصطلاح فارسی اش: خانه باغ)کردن و در هر کدوم از اون خانه باغ ها،چاه عمیقی رو به صورت غیر مجاز احداث کردن که این کار باعث شده که هم کشاورزی در اون زمین ها تعطیل بشه و هم آبی که قراره برای کشت محصولات زراعی استفاده بشه،عملا برای استخر و جکوزی و سونا و ...استفاده بشه...
مدیرانی رو در نظر بگیرید که به دلیل علائق شخصی و نیز با سوء استفاده از موقعیت شغلی خودشون،مثلا اقدام به واردات کالاها و اجناسی می کنن که هیچ ضرورتی برای ورود اونها به کشور و خروج ارز بابت اون کالاها وجود نداره؛اما اون مدیران،صرفا برای چشم و همچشمی و یا رقابت های کودکانه با دیگران،اقدام به چنین وارداتی می کنن.مثلا واردات خودرو های لوکس که قیمت هرکدام،ده ها برابر و یا حتی صدها برابر قیمت یک خودروی معمولی در داخل کشور هستش؛در حالیکه ممکنه ما به خاطر وارد کردن کالاهای ضروری مانند داروها و یا تجهیزات پزشکی و ... در مضیقهء ارز یا اعتبارات پولی باشیم.
یا اینکه اینگونه واردات غیر قانونی و غیر منطقی،عواقب دیگری مانند بیکاری و ... رو در جامعه به وجود بیاره.
هر چه به این گونه مدیران تذکر داده میشه که درست نیست به خاطر خواسته های شخصی و خانوادگی شما،مردم گرفتار کمبود دارو و تجهیزات پزشکی بشن،به خرجشون نمیره...
اصولا چنین مدیران و یا سایر افراد مشابه،اصلا هیچگونه احساس مسئولیتی در قبال دیگران ندارن و به دلیل نوع تربیت شون و خصوصیات فرهنگی شون،بسیار کوته فکر و نزدیک بین هستن و اصولا اقدامات خودشون رو نوعی زرنگی و موفقیت به حساب میارن و فکر میکنن که اگه چنین اقداماتی رو انجام ندن،از دیگران عقب خواهند افتاد و سایر افراد جامعه،از اونها جلو خواهند زد.حتی بعضی هاشون فکر می کنند که از این موقعیتی که به دست آورده اند،باید نهایت استفاده رو ببرن و خود و خویشاوندانش رو به ثروتهای کلان برسونن.به تعبیر عامیانه،فکر می کنن که شانس،فقط یک بار درب خونهء آدم رو می زنه.
از طرفی هم خیلی راحت در قبال مشکلات حیاتی افراد جامعه از خودشون سلب مسئولیت میکنن و بی تفاوت هستن...
باید در تربیت افراد،از همان دوران کودکی به این مسئله توجه داشت و کودکان رو چه در محیط های آموزشی و چه در محیط خانه و جامعه،طوری تربیت کرد که احساس مسئولیت رو یکی از مهم ترین دغدغه های خودشون به حساب بیارن...در تلویزیون می بینیم که دانش آموزان ژاپنی،محیط مدرسه شون رو خودشون نظافت می کنن؛اما در کشور ما،حتی بزرگترها هم از ریختن زباله در معابر عمومی،امتناع نمی کنن...
متأسفانه در جریان گزینش مدیران جامعه و در حالت کلی،انتخاب افراد برای انجام هر کاری،هیچوقت به این موضوع توجه نمیشه که در انتخاب افراد،باید توجه کرد که فرد انتخاب شده،چه قدر به مسئولیت خودش و اهمیت اون،باور داره و صرفا همین که قابلیت های ظاهری هر فردی محرز میشه،نسبت به انتخاب اون،اقدام میشه و اصلا توجهی نمیشه که اون فرد در پذیرش اون موقعیت،چه اهدافی داره؟هدفش خدمت به جامعه است یا اینکه میخواد به خودش خدمت کنه.
از طرفی باید نظام کنترلی و بازرسی دقیق و جامع و کارآمدی طراحی کرد که هیچ مدیری،جرأت چنین تخلفاتی رو نداشته باشه و مهم تر از اون اینکه باید در استخدام افراد هم این نظارت دقیق وجود داشته باشه...
متاسفانه برخی از علمای ما مردم رو عادت داده اند که فقط به عبادات فردی و عزاداری و اعیاد بپردازند ولی اصلا اونا رو به مسئولیت های اجتماعی شون آگاه نمی کنن. در حالیکه جامعهء ما گرفتار مشکلات عدیده ای هستش که حل هر کدوم از اونا احتیاج به نظریه پردازی های تخصصی از سوی علمای دینی داره،عملا می بینیم که اولا برخی از علما،خودشون به دنبال این کارا نمیرن و ثانیا هرکسی رو هم که دنبال این کارها بره و نظریه پردازی بکنه،مورد حمله و انتقاد قرار میدن. وقتی موضوعات جدیدی مانند ماهواره و اینترنت و ...مطرح شدند،صرفا به چند تا فتوا در مورد حرام بودن استفاده از این پدیده ها اکتفاء کردند و توصیه به برخی اقدامات بی اثری مانند فیلتر کردن و لا غیر.
در حالیکه پدیده های فوق،عملا وارد زندگی مردم شده اند و برای جلوگیری از تاثیرات منفی آنها باید اقدامات فرهنگی پیشگیرانه ای انجام میشد.
هر فرد و یا هر جامعه ای باید اول متوجه وجود مشکلات خود و جامعه اش باشد و باور کند که مشکل وجود دارد و باید برای حل آنها چاره اندیشی کند. تا زمانی که من باور نکنم که مریض هستم،هیچ وقت به پزشک مراجعه نخواهم کرد.برخی از مردم فکر می کنند که وضعیتی که در آن قرار دارند،سرنوشت محتوم و غیر قابل تغییر اونهاست و باید به این وضع،رضایت بدن.
این باور غلط در اونها به وجود اومده که مثلا غربی ها ذاتا از ما برترند و ما همیشه باید چشم مون به دست و دهن اونا باشه،درحالیکه همین غربی ها تا دیروز،گرفتار ارباب کلیسای کاتولیک بودند و اجازهء کوچکترین اما و اگر رو در مقابل اونا نداشتند تا اینکه کار به رنسانس(نوزائی) و بیداری اروپائیان در مقابل کلیسا کشید.(جالبه بدونید که یکی از دلایل اصلی پدید اومدن رنسانس،آشنائی اونا با فرهنگ و تمدن اسلامی در اون دوران بود)حالا اگه موضوع انتظار منفی و منفعلانه رو هم که به اینها اضافه کنیم،علت عقب ماندگی جوامع اسلامی روشنتر خواهد شد.
امید:حالا از کجا باید شروع کرد؟
جمال:مرحوم دکتر شریعتی میگه:درسته که موضوع شفاعت در قرآن و احادیث پیامبر(ص) و ائمهء معصومین(علیهم السلام) وارد شده، اما معنای شفاعت این نیست که نظام جزا و پاداش الهی،به واسطهء شفاعت،نقض بشه و از اثر بیفته.
شفاعت،برای این است که اگه بنده ای،در کنار انجام اعمال واجب و ترک محرمات و توبه از گناهانی که مرتکب شده،قصور و تقصیری داشته باشه،بتونه از شفاعت شافعینی که در قیامت وجود خواهند داشت،استفاده کنه و خودشو نجات بده.که البته شفاعت هم شرایط خاصی داره که هر فردی نمیتونه به همین راحتی از اون برخوردار بشه.شفاعت،عامل کسب شایستگی نجاته؛نه عامل کسب نجات از راه های ناشایسته...
متاسفانه الان در جامعهء ما این باور غلط وجود داره که هرکس هر قدر هم که گناه بکنه،به محض اینکه چند تا زیارت عاشورا بخونه و چند تومن پول،نذر این امامزاده و اون مسجد و چند تا فقیر و نیازمند بکنه،تمامی گناهان گذشته اش،تبدیل به ثواب میشه و در کارنامهء اعمالش،به جای عذاب،اجر ثبت خواهد شد...
در حالیکه واقعیت،چیز دیگری است:
خداوند می فرماید که من از حق خودم(حق الله) می گذرم،اما از حق مردم(حق النّاس)نمی گذرم:
یعنی اینکه اگر بنده ای،صرفا معصیت پروردگارش رو مرتکب بشه،با انجام توبه یا شفاعت،گناهش بخشیده میشه؛اما اگه این فرد،حقوق یک انسان رو پایمال کرده باشه،هر قدر هم که توبه بکنه،تا زمانی که حق اون انسان رو نداده باشه،یا رضایت قلبی اون انسان رو به دست نیاورده باشه،توبه و شفاعت،اونو نجات نمیده...
نقل است که امام حسین(ع)،شب عاشورا به یاران شان فرمودند:هر کس حق الناس به گردن دارد،برود...
می بینیم که این قضیهء امید واهی به شفاعت هم در کنار اون قضیهء انتظار منفی،مزید بر علت شده برای عدم احساس مسئولیت افراد جامعهء مسلمان در وارد شدن و پرداختن به وظایف اجتماعی خودشون در قبال جامعه و اسلام و زمینه سازی برای ظهور حضرت صاحب الامر(عج).
به عنوان نتیجه گیری میخوام عرض کنم که باید علما و نخبگان جامعه،آموزه های دینی و واجبات و مسئولیت های اجتماعی افراد رو باید با دیدی کلان نگر و در جهت زمینه سازی ظهور،بیان کنند و مسلمین رو ترغیب و تشویق به انجام وظایفشون کنند که البته این زمانی میسر خواهد شد که خودشون در صف اول این اقدامات و مبارزات قرار بگیرن.
از طرفی علما و نخبگان وظیفه دارن که بر اعمال افراد جامعه نظارت کنند و با هرگونه آفت و خرافه و کم کاری و عافیت طلبی و بی مسئولیتی مبارزه کنن.متاسفانه جای خالی اینگونه مسائل،به شدت و به وضوح دیده میشه.
... پایان ...
امید: دلایل قرآنی در مورد نادرست بودن این توجیهات رو بیان کنید.
جمال:خداوند در آیه 21 سوره احزاب می فرماید:
لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة......برای شما در وجود رسول خدا(ص)الگو و سرمشق نیکوئی وجود دارد...
این آیه نشون میده که امت اسلامی موظفند که با الگو و سرمشق قرار دادن پیامبر و ائمه علیهم السلام،در جای پای اونا قدم بزارن و در حد توان و وسع خودشون،از اعمال اونا پیروی کنن.پس با این بهانه که ما نمی تونیم مثل پیامبر یا امامان باشیم،نمی تونیم از وظایف خودمون سرپیچی بکنیم.
در آیهء46 سورهء سبأ می فرماید:
قل انّما اعظکم بواحده،ان تقوموا لله مثنی و فرادی...بگو من شما را نصیحتی می کنم که دوتا دوتا و تک تک برای خدا قیام کنید...
با در نظر گرفتن این دلایل،اولین چیزی که به ذهن انسان می رسه،موضوع تقسیم کار و تقسیم وظایف بین افراد امت اسلامی پیش میاد:اول باید ببینیم که چه وظایفی رو باید امت اسلام انجام دهند و ثانیا چگونه این وظایف در بین افراد،باید تقسیم بشه.
اولین وظیفه رو نخبگان جامعه به عهده دارن و اونم اینه که با نظریه پردازی هاشون،به افراد جامعه آگاهی بدن:
اولا هدف اصلی و واقعی زندگی رو بیان کنند،
ثانیا امکانات موجود رو بسنجند،
ثالثا مشکلات موجود رو مشخص کنند
و رابعا راهکارها رو پیشنهاد کنند و مهم تر از اون،دیگران رو تشویق و ترغیب کنند که هریک از افراد جامعه،قسمتی از وظایف موجود رو به عهده بگیرن و به اندازهء وسع و توانش،باری رو که بر زمین مونده،بردارن و به مقصد و هدف نهائی برسونن؛چه به عنوان یک فرد مستقل و چه به عنوان عضوی که متعلق به یک جامعه است...
اگه قرار بود امام زمان(عج) بدون زمینه سازی ظهور کنن،همین الان هم می تونستند ظهور کنن؛پس اگه ظهور ایشون به تأخیر افتاده،مهم ترین دلیلش،آماده نشدن زمینهء ظهور از سوی مؤمنین هستش...
اینو هم عرض کنم که مسئلهء اعتقاد به موعود آخرالزمان،فقط مختصّ شیعه نیست؛بلکه تقریبا تمامی مکاتب و ملت ها به ظهور یک منجی در آخرالزمان اعتقاد دارند:مثلا یهودیان،منجی رو با نام «شیتل» و زردشتی ها با نام «سوشیانت» می شناسند...
امید:اگه این وظایف انجام بشن،چه اتفاقی خواهد افتاد؟
جمال:هر قدر که امت اسلامی به وظایف خودش بیشتر عمل کنه،زمینه برای تحقق کامل دین متعالی اسلام فراهم تر میشه و در ظهور اون حضرت،تسریع میشه و با ظهور حضرت ولی عصر(عج)،دین اسلام در کرهء ارض پیاده و حاکم میشه و بساط ظلم و ستم برچیده میشه.
امید: در مورد وظایفی که بهشون اشارهء کلی نمودید،به صورت تفصیلی تر توضیح بدید.
جمال:گفتیم که اولین وظیفه،مربوط به نخبگان جامعه است:امام علی(ع) در قسمتی از خطبهء سوم نهج البلاغه می فرمایند:...
خداوند از دانایان پیمان گرفته است که بر سیری ظالم و گرسنگی مظلوم،ساکت ننشینند و رضایت ندهند...
همین یک فرمایش نشون میده که دانایان و به تعبیر امروزی ها نخبگان،چه وظیفه و پیمانی بر عهده دارند.از طرفی انجام کارهای خطیری مثل زمینه سازی ظهور آقا و برچیدن بساط ظلم و ستم،نیازمند آگاهی دادن به افراد جامعه است که این کار،وظیفهء آگاهان جامعه است.
علما و صاحبنظران باید حکمت آفرینش جهان و هدف از خلقت انسان و دلیل ارسال ادیان و انبیاء عظام(علیهم السلام) و انگیزهء قیام سید الشهدا(ع) و نیز موضوع انتظار و وظیفهء امت رو در این موارد برای مردم تشریح کنند و این وعدهء الهی و امید به پیروزی رو برای امت اسلامی تبیین کنند.
در مرحلهء بعدی باید مشکلات و آفاتی رو که باعث میشه این وظایف بر زمین بمونه و اجراء نشه،تشریح کنن.
جامعهء ما از نظر سطح آگاهی و نیز سطح اجتماعی، در اون حدی نیست که اکثریت مردم بخوان برای ظهور آن حضرت،زمینه سازی کنن.حداکثر کاری که انجام میشه، اینه که در مراسم روضه خوانی و عزاداری و نیز در جشنهائی که به نیّت ائمّه و آقا امام زمان(عج) تشکیل میشه شرکت کنن.هرچند که اینگونه فعالیت ها لازمه،اما کافی نیست.اون چیزی که مهم هستش،اینه که مردم باید فرائض جهاد و امر به معروف و نهی از منکر و تولیّ و تبریّ را انجام بدن؛نه اینکه فقط به عبادات فردی بپردازن.
انجام این فرائض هم زمینهء اجتماعی میخواد.زمینه اش،بیداری افراد جامعه و احساس مسئولیت آحاد جامعه هستش.در حالیکه مردم کشورهای اسلامی،عملا به توسری خوری و دنباله روی کشورهای پیشرفته ای که نوعا استعمارگر هستند،عادت کرده اند.
ادامه دارد...
اولا اجرا نشدن این پنج فریضه،چه اشکالی پیش میاره؛
ثانیا معنا و تفسیر واقعی انتظار (انتظار مثبت)چیه؛
و ثالثا با در نظر گرفتن اقلیت شیعه،چگونه می توان امیدوار بود که بتوان قبل از ظهور حضرت صاحب الامر(عج)کاری انجام داد و این فرایض رو اجرا کرد؟
جمال:اجرا نشدن این فرایض باعث میشه تا اشرار بر مسلمین تسلط پیدا کنن و زمام امور اونا رو به دست بگیرن؛در حالیکه خداوند در قرآن کریم(آیهء141 سورهء نساء) می فرماید:
«...و لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا...هیچ تسلطی از طرف خداوند بر مسلمین قرار داده نشده است »
چیزی که متأسفانه ما عملا ً شاهدش هستیم که حتی مکه و مدینه که مهد اسلام هستند،مورد تاخت و تاز دشمنان واقع شده اند؛در حالیکه بر طبق آیهء 28 سورهء توبه:
« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِکُونَ نَجَسٌ فَلَا یَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَذَا وَإِنْ خِفْتُمْ عَیْلَةً فَسَوْفَ یُغْنِیکُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شَاءَ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ حَکِیمٌ : اى کسانى که ایمان آوردهاید حقیقت این است که مشرکان ناپاکند پس نباید از سال آینده به مسجدالحرام نزدیک شوند و اگر [در این قطع رابطه] از فقر بیمناکید پس به زودى خدا اگر بخواهد شما را به فضل خویش بىنیاز مىگرداند که خدا داناى حکیم است »
هیچ مشرکی حق نداره وارد اون مناطق بشه؛اما می بینیم که غربی های مشرک و صهیونیست های بدتر از مشرکین،از طریق وهابی ها بر اون کشور تسلط دارن...پس با این اوضاع نمی توان امیدوار بود که دستورهای اسلام اجراء بشه.
امید:و جواب سؤال دوم یعنی معنا و تفسیر واقعی انتظار؟
جمال:انتظار مثبت یک مفهوم فعال و برانگیزاننده هستش که یک منتظر واقعی باید یک سری وظایفی رو در دوران غیبت آقا امام زمان(عج)انجام بده و زمینه رو برای ظهور حضرت صاحب الامر(عج)آماده کنه.
پیامبر اکرم(ص) می فرمایند:دنیا مزرعهء آخرت است:در نگاه اول ممکنه به نظر برسه که این فرمایش،صرفا یک تشبیه ساده هستش که منظور پیامبر اکرم(ص)این بوده که مثلا با انجام عبادات فردی،برای آخرت تون اجر و ثواب به دست بیاورید؛اما میدانیم که کلام معصومین و مخصوصا کلام خود خداوند،یک ظاهری دارد و چندین باطن.باید ببینیم باطن این فرمایش رسول الله(صلّی الله علیه و آله و سلّم)با در نظر گرفتن آیات الهی و فرمایش سایر معصومین و دلایل عقلی،چی میتونه باشه.
اولا در هیچ یک از آموزه های اسلامی،اعم از آیات و روایات،چنین دستوری نیومده که این پنج فریضه رو تعطیل کنیم و انجام و اجرای اونا رو تا زمان ظهور حضرت صاحب الامر(عج) به تأخیر بندازیم و فقط به نماز و روزه و خمس و زکات و حج بپردازیم.
ثانیا عقل سلیم نیز حکم می کنه که ما در جهت اجرای دستورهای اسلام( و نه تعطیلی اونا) تلاش کنیم،زیرا در غیر این صورت،ارسال این دستورها،عبث و بیهوده خواهند بود که انجام کار لغو و بیهوده از ناحیهء خداوند،قبیح و بر خلاف حکمت هستش.آیات و روایات مربوط به جهاد و امر به معروف و نهی از منکر و جهاد و تولّی و تبرّی،همگی مارو موظف می کنن به اینکه در جامعه مون جلوی ناهنجاری ها و ظلم و ستم ها و فسادها رو بگیریم.در حدیثی اومده که:
من اصبح و لم یهتمّ بامور المسلمین،فلیس بمسلم:کسی که روزانه به امور مسلمین،اهتمام نداشته باشه،مسلمان نیست.
یا:کلّکم راع و کلّکم مسئول عن رعیته:همگی شما مانند یک رهبر،در قبال دیگرانی که به مثابه زیردستان شما هستند،مسئولیت دارید.
البته از این جا می تونیم به دلایل عقلی نتیجه بگیریم که باید قدرت و حکومتی داشته باشیم تا بتونه با قوهء قهریهء مشروع خود،انجام این فرایض و سایر فرایض فردی رو امکان پذیر بکنه و موانعی رو که ممکنه مخالفین اسلام به وجود بیارن،از سر راه مسلمین برداره.پس مسلمین باید با انجام چنین وظایفی،امید به ثواب آخرت داشته باشن؛نه فقط انجام اعمالی مانند نماز و روزه و عزاداری و ...
امید:آیا علاوه بر دلایل عقلی،دلایل شرعی دیگری نیز دائر بر تشکیل حکومت،وجود داره؟
جمال:پرداختن به دلایل شرعی تشکیل حکومت اسلامی،موضوع مفصلی است که در اینجا نمیشه اونو به طور کامل مطرح کرد.مخصوصا که یک موضوع تخصصی هستش و از حیطهء معلومات ناقص بنده خارج.اما کتاب های مفصلی توسط علمای بزرگوار در خصوص حکومت اسلامی و انواع اون و مخصوصا ضرورت وجودی اون نوشته شده که در اون کتابها،دلایل قرآنی و روائی این موضوع،مورد بررسی قرار گرفته است که مطالعهء اون کتابها میتونه راهگشا باشه.
امید:در مورد جواب سؤال سوم توضیح بفرمائید.
جمال:سؤال سوم این بود که با توجه به اینکه شیعه در اقلیت هستند، چگونه می توان امیدوار بود که بتوان قبل از ظهور حضرت صاحب الامر(عج)کاری انجام داد و این فرایض رو اجرا کرد؟
در جواب باید عرض کنم که اتفاقا یکی از دلایل اصلی کسانی که موضوع تعطیلی فرایض فوق الذکر رو مطرح میکنن اینه که فکر میکنن یک دست صدا نداره و با یه گل،بهار نمیشه. هم چنین ادعا میشه که ما نمی تونیم مثل معصومین باشیم و کارهائی رو انجام بدیم که اون حضرات انجام میدن. اما این حرفها، توجیه درستی نیستن و دقیقا بر خلاف دستورهای قرآن هستن...
ادامه دارد...
امید:به نظر شما چرا دین نتونسته اونطور که باید و شاید،در جامعه پیاده بشه و به اهداف خودش برسه؟
جمال:خداوند متعال،ادیان و پیامبران خود و در رأس اونا دین اسلام و پیامبر اکرم(ص) رو فرستاد تا هدایت بشر به سوی رستگاری رو تحقق ببخشه...اما برخی از دستورهای این دین کامل و متعالی به دلایلی در سطح جامعهء مسلمین اجراء نمیشه که این باعث شده تا اهداف دین تحقق پیدا نکنه.
آموزه های دین به اصول و فروع تقسیم میشن،که اصول،به پایه هائی گفته میشن که اعتقاد به اونا،مارو از جرگهء بی دینان و نیز سایر ادیان جدا می کنه،مانند توحید و عدل و نبوت و امامت و معاد که البته برخی مذاهب اسلامی،عدل و امامت رو،علیرغم اینکه که هر دو ریشهء قرآنی دارن،جزو اصول دین به حساب نمیارن.
فروع دین هم دستورهای عملی دین هستش که با انجام دادن اونا،انسانها هم خودشون رو به تعالی می رسونن و هم جامعه شون رو.که شامل نماز،روزه،خمس،زکات،حجّ،جهاد،امر به معروف،نهی از منکر،تولّی و تبرّی می باشند.
امید:حالا کدوم یک از این دستور ها اجراء نمیشن و به چه دلیل ؟
جمال:فریضه های جهاد،امر به معروف،نهی از منکر،تولّی و تبرّی در دو مذهب اصلی اسلام،یعنی شیعه و سنّی به دو دلیل مختلف تعطیل شده و اجراء نمیشن:
اهل سنّت به دلیل کم توجهی در تفسیر و برداشت نادرست از اصطلاح اولی الامر،به این معضل گرفتار شده اند:
آیهء اولی الامر (آیهء 59 سورهء نساء)می فرماید:
«...اطیعواالله و اطیعواالرّسول و اولی الامر منکم...ای کسانی که ایمان آوردهاید! از خدا و پیامبر خدا و اولی الامرتان پیروی کنید...
با توجه به اینکه اهل سنت،امامت رو جزو اصول دین نمیدونن،هر فردی رو که به هر طریقی به حکومت و خلافت رسیده باشه،مصداق اولی الامر میدونن:از خلفای راشدین گرفته تا معاویه و یزید و حجّاج ابن یوسف و...که برخی از این افراد،فاسدترین و جنایتکارترین افراد روی زمین بوده اند و به نامشروع ترین روش ها به حکومت رسیده اند؛ولی برخی دیگر مانند علی ابن ابیطالب و فرزند ایشان حسن ابن علی(علیهماالسلام)،جزو بهترین بندگان خدا بوده اند و با نصب الهی و رضایت مردم( و نه به زور شمشیر) به حکومت رسیده اند؛در حالیکه از نظر شیعه و به نصّ صریح آیهء 35 سورهء یونس که می فرماید:
«أَفَمَنْ یَهْدی إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لا یَهِدِّی إِلاَّ أَنْ یُهْدى ...پس آیا کسى که به سوى حق هدایت مىکند سزاوارتر است که از او پیروى شود یا آن کس که خودش را هم تا هدایت نکنند هدایت نمىیابد؟...»
غیر از ائمهء معصومین علیهم السلام،هیچ کس نمیتونه مصداق واقعی اولی الامر مورد نظر قرآن باشه.
طبیعی هستش که وقتی فرد فاسد و فاسقی مثل یزید بر سر حکومت باشه،دیگه جائی رو برای جهاد و امر به معروف و نهی از منکر و تولّی و تبرّی نمیزاره.چون هدف کلی این پنج دستور،کنار زدن ظالمین و فاسدین هستش که هیچ وقت امثال یزید،این رو نمی پذیرن.پس طبیعیه که اینها رو عملا تعطیل کنن.
امید:دلیل تعطیلی این پنج فریضه در بین اهل تشیع چیه؟
جمال:هرچند که اهل تشیّع در تفسیر اولی الامر،راه درست رو رفته اند و ائمهء معصومین علیهم السلام رو مصداق واقعی دونسته اند،اما تفسیر و برداشت نادرست از واژهء انتظار فرج امام زمان(عج) باعث شده است تا این پنج تا فریضه،یعنی جهاد،امر به معروف،نهی از منکر،تولّی و تبرّی،در بین شیعه نیز عملا به تعطیلی کشیده شوند.
برداشت نادرست از مفهوم انتظار(انتظار منفی)،اینه که ما فکر کنیم خود آقا امام زمان(عج) وقتی ظهور فرمودن،خودشون میان و کارها رو انجام میدن و جلوی فساد رو میگیرن و ما وظیفه ای در قبال این پنج فریضه نداریم...
امید:اینجا سه تا سؤال پیش میاد:
اولا اجرا نشدن این پنج فریضه،چه اشکالی پیش میاره؛
ثانیا معنا و تفسیر واقعی انتظار (انتظار مثبت)چیه؛
و ثالثا با در نظر گرفتن اقلیت شیعه،چگونه می توان امیدوار بود که بتوان قبل از ظهور حضرت صاحب الامر(عج)کاری انجام داد و این فرایض رو اجرا کرد؟
ادامه دارد...